در درس قبلی، برخی از انواع محتوای مورد علاقه و ترجیح مخاطبان را با هم بررسی کردیم. از کوتاه بودن زندگی و امکان تحقق رویاها تا باور به چیزهای بزرگ و یادآوری نکات ساده و فراموش شده، با هم صحبت کردیم.

از برانگیختن احساس شگفتی و محتوای نوستالژیک حرف زدیم و به محتواهایی که لبخند بر لبانمان می‌‌آورند اشاره کردیم. در این درس،‌ به بررسی برخی دیگر از انواع محتواهایی که مورد علاقه مردم است و مطالعات و تحقیقات، اقبال عمومی نسبت به آنها را تایید کرده است می‌پردازیم:

 

 

داستان‌ها

قدمت داستان، به اندازه‌ی قدمت انسان است. هنوز هم بسیاری از کارشناسان حوزه‌ی آموزش و یادگیری معتقدند که بهترین شیوه‌ی انتقال آموخته‌ها و مفاهیم، استفاده از داستان است. شاید تغییر شکل ظاهری داستان‌ها، باعث شده که ما از نقش بزرگی که آنها در زندگی ما دارند غافل شویم.

مردم در شبکه های اجتماعی به دنبال چه میگردند

یکی از مشکلات فضای امروزی محتوای فارسی، ضعف جدی در حوزه داستان و داستان گویی است. با وجودی که در گذشته، ادبیات ما در این زمینه بسیار قوی و قدرتمند بوده است، امروزدر این زمینه چندان قوی نیستیم. هنوز هم داستان گویی را به همان شیوه سنتی می‌بینیم و می‌شناسیم.

در حالی که تنها شکل داستان، یک کتاب کوچک یا بزرگ و شخصیت‌هایی که عاشق یکدیگر می‌شوند یا از یکدیگر فارغ می‌شوند نیست. به انواع دلایلی که فراتر از بحث امروز ماست، ما داستان‌های کمی از کسب و کارهای ایرانی داریم. داستان‌های موجود هم، آنقدر به دور از واقعیت یا ناقص یا تبلیغاتی هستند که کسی را جذب نمی‌کنند. به همین دلیل، عملاً هنوز واقعی‌ترین داستان های کسب و کار رایج در فضای ایران، یا داستان‌های شفاهی هستند که در میان مردم نقل می‌شوند و یا داستانهای مکتوبی که از کسب و کارهای شرقی و غربی روایت می‌شوند.

همین مسئله را در فیلم‌ها و کتابها هم می‌توان مشاهده کرد. ضمن اینکه مقاومت ما در برابر داستان و داستان‌سازی بسیار زیاد است. در داستان‌های ما همه باید خوب باشند. پلیس‌ها خوب هستند. پزشک‌ها فداکار هستند. کسب و کارها همیشه موفق بوده‌اند. مدیران هرگز حماقت نکرده‌اند. هیچکس از هیچ امتیاز نامشروعی استفاده نکرده است. هیچ محصول یا خدمتی ضعف ندارد.

اینها و ده‌ها عامل دیگر، باعث شده است که امروز داستان گویی، به عنوان یک بخش مهم از حوزه استراتژی محتوا، در فضای محتوای فارسی، سهم قابل توجهی نداشته باشد. در حالی که نیاز امروز به داستان و داستان‌گویی، به هیچ وجه کمتر از گذشته نیست. اقبال نشان دادن به داستان‌های فرهنگ‌های دیگر و برندهای ناشناخته و سرزمین‌های دور که گاه، کمترین اشتراک را با دغدغه‌های ما دارند، نشان می‌دهد که نیاز به شنیدن و خواندن و دیدن داستان، همچنان وجود دارد:

محتواهایی که مفروضات مخاطب را تایید می‌کنند

اکثر انسانها (و نه همه‌ی آنها) ترجیح می‌دهند که به هر قیمت ممکن، ناحیه امن باورهای خود را حفظ کنند. به همین دلیل، همیشه به دنبال محتواهایی هستند که باورها و مفروضات آنها را تایید کند.

آیا تا به حال دقت کرده‌اید که محتواهایی که بزرگی و عظمت تاریخی هر ملتی را اثبات می‌کنند، بسیار بیشتر از محتواهایی که مشکلات و چالش‌های تاریخی آن ملت را مطرح می‌کنند، مورد توجه قرار می‌گیرند؟ (به فرض اینکه هر دو محتوا، از یک درجه صحت برخوردار باشند).

یا اینکه انسانها دوست دارند با محتواهایی مواجه شوند که به آنها نشان می‌دهد سهم کمی در بدبختی‌ها و مشکلات امروز خویش دارند تا همان خطای شناختی قدیمی مغزشان، مورد تایید قرار گیرد.